خانه | بالا | خلاصه و تمرین | ساختن تعریف | قواعد تعریف | کارکردهای تعریف

خلاصه و تمرین های تعاریف

خلاصه

 

تعریف عبارتی است که به ما می گوید یک مفهوم به چه معناست. کارکرد تعریف، تعیین مصادیق مفهوم، فشردن معرف ما از آن مصادیق، و ربط دادن مفهوم با دیگر مفاهیم است.

 

یک تعریف باید جنسی را که مفهوم بدان تعلق دارد، و ویژگی های ذاتی مفهوم (فارق آن را)  بیان کند. فارق مصادیق مفهوم را از از دیگر انواع همان جنس مجزا می نمایند. یک تعریف نباید خیلی وسیع یا خیلی محدود باشد. تعریف نباید دوری باشد، یا از واژگان سلبی غیرضروری، یا زبانی ناروشن استفاده کند.

 

برای برساختن یک تعریف، باید نخست جنس را بیابیم، سپس به دنبال فارقی باشیم که طبقه ی صحیحی از مصادیق را مجزا می کند و ویژگی های ذاتی شان را بیان می دارد، درنهایت با جستن مثال های نقض و بررسی  مطابقت آن با دیگر قواعد، نتیجه را مجدداً وارسی کنیم.

 

تمرین

الف. در هر یک از تعاریف زیر مشخص کنید چه قاعده (یا قواعدی) نقض شده اند؛ و ب) عبارت را مجددا چنان بیان کنید که تعریف مناسبی از واژگان ایتالیک باشد.

 

  1. لشکر بخشی از ارتش یک کشور است که از تانک استفاده می کند.
  2. لامپ  یک منبع نور قابل حمل است که برای داخل ساختمان استفاده می شود و بر کف ساختمان قرار می گیرد.
  3. دست دادن آن است که دو نفر دست راست همدیگر را فشار دهند.
  4. جنس یک طبقه ی عمومی است که مصادیق مفهوم به آن تعلق دارند.
  5. بیماری وضعیتی است که در آن ارگانیسم به مراقبت پزشکی نیاز دارد.
  6. پیشه ور کسی است که پیشه اش را به راحتی انجام می دهند.
  7. شخص ساده لوح  شخصی است که به راحتی فریب می خورد.(توجه: این تعریف صرفا به خاطر اینکه "شخص" تکرار شده، دوری نیست؛ ما درصدد تعریف ساده لوح هستیم و نه شخص.)
  8. اندیشیدن یک فعالیت فکری هدفمند است که هدف از آن اجتناب از خطاست.
  9. روانشناسی دانشی است که هدف از آن مطالعه ی رفتار آدمی است.
  10.  ملک اشتراکی یک واحد اجاره نشده در یک ساختمان چند واحدی است.
  11. اصلاحات بهبود یک سازمان با تغییر سیاست آن است.
  12. مجری شخصی است که مسئول اجرای یک سیاست است.

 

ب. از شکل بیان تعریفی اغلب برای ساختن لطیفه، نکته، یا جملات قصار استفاده می شود. در پی ده مثال ارائه شده اند. اگر قرار باشد آنها را تعاریفی جدی محسوب کنیم، چه قواعدی را نقض می کنند؟

 

  1. "آدم محترم هرگز بی منظور به کسی توهین نمی کند." [ناشناس]
  2. " خوشبختی، داشتن خانواده ای بزرگ، دوست داشتنی، غم خوار و با محبت است، در شهری دیگر." [جورج بِرنز]
  3. "تبلیغات، هنر واداشتن دیگران به قبول چیزی است که خود بدان باور ندارید."    [آبا اِبان]
  4. " ریاکاری خراجی است که گناه به فضیلت می دهد." [لاروشفوکو]
  5. "انقلاب ما انفجار نور بود" [خمینی]
  6. "خانه جایی است که وقتی باید به آنجا بروید، باید شما را بپذیرند." [رابرت فروست]
  7. "محافظه کار دولتمردی است که دل در گرو تباهی های موجود دارد، در مقابل او لیبرال است که خواهان جایگزینی آنان با تباهی های دیگر است." [آمبروز بیرس]
  8. " به چه کسی کلبی می گویند؟ کسی که قیمت همه چیز را می داند و هیچ چیز برایش ارزش ندارد" [اسکار وایلد]
  9. "تعریف، محاصره کردن جنگل ایده ها با حصار کلمات است" [ساموئل باتلر]
  10. " عشق آن است که هرگز مجبور به ابراز تأسف نباشید." [اریک سگال]

 

 

ج. هریک از تعاریف زیر را ارزیابی کنید. اگر فکر می کنیدکه اشتباه اند – در برخی موارد این تصمیم دشوار و بحث برانگیزی است – قاعده یا قواعدی را که فکر می کنید نقض کرده اند بیان کنید.

 

  1. " انسان، ارگانیسمی است که می تواند خارج از رحم مادر نیز به زندگی ادامه دهد."[نامه به سردبیر، نیویورک تایمز، 12 می، 1981]
  2. " اکنون زمان آن رسیده که این مجادله ی کلامی را حل کنیم، و معنای اصلی   ´لیبرال´ را در تاریخ سیاسی مان بیان کنیم. به بیان ساده، ´لیبرال´ کسی است که می پذیرد به منظور بهترین خدمت به جامعه ی پویایی که همیشه در حال تغییر است، تغییر دولت گریزناپذیر است. [نامه به سردبیر، نیویورک تایمز، 27 جولای 1976]
  3. " فقر را تنها درقالب مفهوم محرومیت نسبی می توان به طور عینی تعریف نمود و به نحو سازگاری استعمال کرد... افراد، خانواده ها و گروه هایی از جامعه را می توان فقیر انگاشت که فاقد دسترسی به انواعی از تغذیه، مشارکت در فعالیت ها، شرایط و ملزوماتی زیستی باشند که در جامعه شان عمومیت دارند، یا دست کم به طور گسترده ای پذیرفته شده یا تشویق شده اند. [پیتر تاون سند، فقر در بریتانیا ]
  4. "پیشرانش: به معنای ´نیرو وارد کردن´است؛ شیء مورد پیشرانش باید اندازه و وزن مشخصی داشته باشد، اما برای مقصود ما هر شیئی قابل قبول است. [راجر شانک، "بازنمایی و فهم متن"، در هوش ماشینی]
  5. "جنایت عملی است که ناقض قانونی باشد که انجام اش را منع کرده و برایش مجازاتی در نظر گرفته است." [جیمز،کیو. ویلسون و ریچارد هرنستاین، جنایت و سرشت بشر]
  6. "صداقت گفتن هرآن چیزی است که در ذهن مان است." [ریچارد،سی. کابو، معنای حق و خوبی ]
  7. " من رسانه ی را آزاد می دانم که ضامن حکومت مردم، توسط مردم، و برای مردم و در صورت لزوم تقویت کننده ی آن باشد." [والتر کارپ، " مباحثه ی : آیا رسانه ها می توانند حقیقت را بگویند؟"، مجله ی هارپرز، ژانویه 1985]
  8. " حکومت دموکراتیک همواره به معنای حکومتی است که در آن شهروندان، یا تعدادی کافی از آنان، نماینده ی مؤثر اراده ی عمومی باشند؛  آزادانه، و مطابق صور مستقری عمل کنند؛ و حاکمان را، و قوانین اداره ی جامعه را تعیین کنند." [کارل بِکِر، دموکراسی مدرن ]
  9. "ادبیات، تلاش انسان است برای پرداختن تاوان نادرستی شرایط اش. " [رالف والدو امرسان، "واتر ساویج لاندور"]
  10. "در حقیقت، می توان سازمان را ساختاری هدفمند از روابط قدرت تعریف کرد." [چارلز، ای. لیندبلوم، سیاست ها و بازارها ]
  11. " اندیشیدن توقف موقتی غفلت است." [باکمینستر فولر، اتوپیا و نسیان ]
  12. " من علم را سازمانی از معارف مان تعریف می کنم، به نحوی که سرشت پنهان بالقوه ای از طبیعت را آشکار سازد." [یاکوب برونوفسکی، علم و ارزش های انسانی]
  13. "ساماندهی [به معنای ساماندهی دولتی اقتصاد]، نوعی وکالت دادن است که به موجب آن قوه ی مقننه مرجعیت قانون گزاری را به قوه ی مجریه تفویض می نماید." [نامه به سردبیر، مجله ی Reason ، ژانویه ی 1985]
  14. " [آزمایش] عملی است که در شرایط کنترل شده به منظور کشف یک معلول یا قانون ناشناخته، آزمودن یا وضع یک فرضیه، یا نشان دادن یک قانون معلوم انجام می گیرد" [لغت نامه ی وبستر]
  15. مالیات مبلغی اجباری است که شخص، بدون اینکه منافع خاصی را در نظر داشته باشد، به دولت می پردازد تا مصروف مخارجی شود که به نفع عموم است. [ادوارد سلیگمن، جستارهایی در تعیین مالیات]

پ. در هر جفت از جملات زیر، واژه ی ایتالیکی استعمال شده است. آیا این واژه در هر دو جمله مفهوم واحدی را بیان می دارد؟ در هر جفت، جمله ی اول را با دومی مقایسه کنید و احتمالات زیر را بررسی کنید: واژه ی ایتالیک در هر دو جمله مفهوم واحدی را بیان می کند، واژه دو مفهوم متفاوت را بیان می کند، یا معنای واژه در یکی از جمله ها استعمالی استعاری از معنای دیگر است.

 

1. آ) اگر آهن را در محیط مرطوب بگذاریم خورده می شود.

   ب) اگر پلوماهی را جلوی گربه بگذاریم خورده می شود.

2.  آ) جامی است که عقل آفرین می زندش     صد بوسه ی مهر بر جبین می زندش

        این کوزه گر دهر چنین جام لطیف           می سازد و باز بر زمین می زندش

                                                                                                  [خیام]

   ب) ساقی به نور باده برافروز جام ما          مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

       ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم           ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

                                                                                                 [حافظ]

. آ) فکر کنم در آزمون سراسری قبول شوم.

   ب) ما آزموده‌ايم در اين شهر بخت خويش    بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش

                                                                                                  [حافظ]

4. آ) روابط میان دو کشور آکنده از تنش است.

   ب) برای مریم رسیدگی همزمان به امور خانوادگی و  وظایف کاری اش بسیار تنش زا است.

   پ) چدن با اعمال تنش ناگهانی شکسته می شود، اما اعمال تنش به آهن چکش خوار موجب کشیدگی آن می شود.

 

. آ) ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ        از اين فسانه هزاران هزار دارد ياد   [حافظ] 

   ب) انقلابکپرنیکی تصور انسان را از جایگاه اش در جهان تغییر داد.   

   پ) ما انقلاب خود را به تمام جهان صادر می کنیم.  [محمد بهشتی]

 

ت. مفاهیم زیر را در یک دیاگرام طبقه بندی مرتب کنید که روابط جنس-نوع را نشان دهد. آنگاه هر مفهوم را تعریف کنید.

 

میز، تخت، مبلمان، میزتحریر، صندلی

 

ث. هر یک از مفاهیم زیر را تعریف کنید.

 

  1. عذب
  2. فارق
  3. وام
  4. کامپیوتر
  5. پیروی
  6. روزنامه نگار
  7. مبتدی
  8. حسادت

 

ج. هر یک از تعاریف زیر از تروریسم را بررسی کنید. شباهت ها و تفاوت های میان آنها را بیان کنید، و بگویید به نظرتان کدام یک بهتر است.

 

  1. " تروریسم توسل به خشونت برای پیشبرد مقاصد سیاسی است، [از جمله] هر گونه اعمال خشونت به منظور ایجاد رعب در جامعه یا بخشی از جامعه" [قانون ضد تروریستی بریتانیا]
  2. " تروریسم ارتکاب عمدی و نظام مند قتل، خسارت، و تهدید بی گناهان برای ایجاد وحشت در جهت نیل به مقاصد سیاسی است." [موسسه ی جاناتان]
  3. " تروریسم خشونتی عمدی است که قربانی آن شهروندان  و مقصود اصلی آن  تضعیف روحیه یا امتیاز خواهی از دشمن یا جلب توجه به یک موضوع است" [نامه به سردبیر، نیویورک تایمز، 6 آوریل، 1986]
  4. "تروریسم اعمال غیرقانونی زور یا خشونتی تعریف می شود که علیه اشخاص یا اموال، به منظور ارعاب یا اجبار دولت، شهروندان، یا هر بخشی از جامع برای حصول اهداف سیاسی یا اجتماعی صورت می گیرد." [تعریف رسمی اف.بی.آی]
  5. "تروریسم تنها به آن قسم خشونتی اطلاق می شود که گهگاه توسط سازمان ها یا اشخاصی اعمال می شود که برای کسب  اهداف سیاسی یا مذهبی شان معتقد به توسل به ارعاب اند" [نامه به سردبیر، نیویورک تایمز، 5 جولای، 1986]

 

چ. به کمک آموخته های خود درمورد تعاریف، رابطه ی میان هر دسته از واژگان زیر را شرح دهید. مشخص کنید که کدام اعضای هر دسته مترادف اند، وتفاوت های معنایی میان واژگان نامترادف را بیان کنید.

 

  1. بازی، ورزش
  2. دلیر، جسور، شجاع
  3. آزار، رنجش، توهین
  4. صادق، راستگو، صمیمی
  5. آموزش، تعلیم، کارورزی
  6. آرمانگرا، نستوه، متعصب
  7. آرایش،تزئین، تهذیب
  8. اغواگر، گیرا، جذاب

 

ح. در نگارش شیوا و روان، آموخته هایتان در مورد تمایز میان آنچه که ذاتی و اساسی است و آنچه حاشیه ای است، به کارتان می آید، و برعکس تلاش برای شیوا نویسی کمک می کند تا ذهن خود را بر موارد اساسی متمرکز کنید. به این منظور در اینجا دو تمرین طرح شده است:

 

  1. برای کسی که بازی X-O یا نقطه بازی را بلد نیست، با کمتری کلمات ممکن شیوه ی بازی را شرح دهید.
  2. به دوست یا والدین خود نامه ای بنویسید، و با شرح دلایل نیازتان، از آنها درخواست پول کنید. آنگاه نوشته تان را به صورت تلگرامی خلاصه کنید. فرض کنید که برای هر کلمه باید 100 تومان بپردازید.

 

 

 ادامه >>  گزاره ها                                                                                                                   

  

خانه | بالا | خلاصه و تمرین | ساختن تعریف | قواعد تعریف | کارکردهای تعریف