خانه | بالا | خلاصه و تمرین | گزاره ها و دستور زبان | گزاره ها و معنای واژگان | گزاره ها و جملات

خلاصه و تمرین های گزاره ها

 

خلاصه

گزاره ها واحد های اندیشه اند. گزاره مطلبی را بیان می کند؛ پس یک تصدیق است که یا درست است یا نادرست. معمولا یک گزاره با یک جمله ی اِخباری بیان می شود که حاوی موضوع و محمول است، و یک جمله ی واحد می تواند بیانگر بیش از یک گزاره باشد.

 

برای تشخیص گزاره یا گزاره های که یک جمله تصدیق می کند، باید هم معنای واژگان تشکیل دهنده ی جمله، و هم ساختار دستوری آن را ملاحظه کنیم. در این مورد، اگر دو واژه مفهوم واحدی را بیان کنند، معنای واحدی دارند، حتی اگر دلالت های ضمنی شان متفاوت باشد. اگر یک واژه یا عبارت به نحوی استعاری استعمال شده باشد، برای تعیین چیستی گزاره ی اظهار شده باید تعبیر تحت اللفظی آن واژه یا عبارت را بیابیم.

 

ممکن است ساختار دستوری یک جمله تغییر کند بدون اینکه تغییری در گزاره ای که تصدیق می کند ایجاد شود. ابزارهای دستوری مانند حروف ربط، عبارات محدود کننده و غیر محدود کننده، و عبارات اسمی نیز به ما امکان می دهند تا بیش از یک گزاره را در یک جمله ی مرکب واحد درج کنیم. برای شکستن یک جمله ی پیچیده به مولفه هایش، باید گزاره هایی را تشخیص دهیم که تصدیق شده اند، و نیز گزاره هایی را که بیان شده اند، بی آن که تصدیق شده باشند.

 

 

تمرین

الف. برای هر یک از جملات زیر، جمله ی دیگری بیابید که همان گزاره (یا گزاره ها) را بیان کند. می توانید با حفظ معنای جمله، کلمات، یا ساختار دستوری، یا هردو را تغییر دهید.

 

  1. لاله و احمد موقع نهار همدیگر را دیدند.
  2. سگ بر روی کاناپه به خواب رفت.
  3. احتمالا امروز باران نمی بارد.
  4. سروش ضبط صوت اش را با 50% تخفیف خرید.
  5. شکسپیر هم شاعر بود و هم نمایشنامه نویس.
  6. طعم گیلاس فیلم خوبی بود، اما ریتمی آهسته داشت.
  7. چون چهارشنبه تعطیل است، نامه ها توزیع نمی شوند.
  8. همه ی انسان ها برابر خلق شده اند.
  9. اگر به اصفهان، که خانواده ام در آنجا زندگی می کنند، برگردم، آنها را بیشتر می بینم.
  10. جان کالوین می گفت که مردم ذاتاً شرور اند، اما من قبول ندارم.

 

ب. جملات زیر از گزارش های تصادف برگرفته شده که مردم برای شرکت های بیمه پر کرده اند. گزاره ای را که در هر یک بیان شده مشخص کنید.

 

  1. "یک عابر با من تصادف کرد و زیر ماشین ام رفت."
  2. "من با کامیون ثابتی که از سمت دیگر می آمد تصادف کردم."
  3. " من از حاشیه ی خیابان بیرون می آمدم، به مادرخوانده ام نگاهی کردم، و به مانع برخوردم."
  4. "چون عابر مانده بود که کدام طرف برود، او را زیر گرفتم."
  5. " وقتی به چهارراه رسیدم، چراغ راهنمایی که قبلا آنجا نبود سر راهم سبز شد."
  6. " به مامور پلیس گفتم که صدمه ندیده ام، اما وقتی کلاهم را برداشتم، فهمیدم که جمجمه ام شکسته است."
  7. " یک ماشین نامرئی سر راهم سبز شد، با ماشین ام تصادف کرد، و ناپدید شد."
  8. "هنگام آمدن به خانه، اشتباهی به خانه ی دیگری رفتم، و با درختی که نداشتم تصادف کردم."
  9. "علت غیر مستقیم این تصادف مرد کوتوله ای با دهانی گشاد در ماشینی فسقلی بود."
  10. " تصادف هنگامی رخ داد که در سمت راست خودرویی بدون راهنما زدن جلویم ظاهر شد."

 

پ. برای هر یک از واژگان زیر، دو واژه ی دیگر بیابید که همان مفهوم را بیان کنند، یکی با دلالت ضمنی مثبت، و دیگری با دلالت ضمنی منفی. مثلا در مورد "شخص سالخورده" می توانید این سری را چنین تکمیل کنید:

 

          مثبت                          خنثی                             منفی

      شهروند جاافتاده          شخص سالخورده                  عتیقه

 

می توانید هم از استعاره ها و هم از اصطلاحات تحت اللفظی استفاده کنید.

 1. مأمور دولت

2. کشور کمونیست

3. مُرده

4. پرخوری

5. کثیف

6. روسپی

7. مشعوف

8. کاسب

9. متأهل

10. کندذهن

 

ت. برای هر دسته از گزاره های زیر، یک جمله ی واحد بنویسید که در آن همه ی گزاره ها تصدیق شده باشند. می توانید تا آن حد که معنا تغییر نکند آنها را بازنویسی کنید.

 

  1. دیروز خسرو ده کیلومتر دوید. قرار است خسرو در ماراتن شرکت کند. این تمرین به نظر خسرو  چندان سنگین نبود.
  2. به نظر پرفسور شمعدانی، کلنگ توسط انسان نئاندرتال اختراع شده است. این دیدگاه که انسان های نئاندرتال کلنگ را اختراع کرده اند چندان نزد انسان شناسان پذیرفته نیست. پرفسور شمعدانی استاد انسان شناسی دانشگاه کسوف است.
  3. معمولا اضداد جذب هم نمی شوند. پری عاشق سینما است. هادی سینما را دوست ندارد. ده سال است که از ازدواج فرخنده ی پری و هادی می گذرد.
  4. آزادی بیان، جزء ضروری دموکراسی است. در پلشتستان روزنامه ها را سانسور می کنند. اگر آزادی بیان یک مولفه ی ضروری دموکراسی باشد، پس کشوری که روزنامه ها را سانسور می کند فاقد دموکراسی است.
  5. قانون معمولاً تولید کننده را مسئول زیان های ناشی از محصولات اش می داند. اگر تولیدکننده ای به مصرف کنندگان محصولات اش هشدار دهد که محصولی خطرناک است، قانون تولیدکننده را مسئول زیان نخواهد شمرد. اگر خریداری به خاطر ناآگاهی خود از مصرف محصولی زیان دید، باز هم قانون تولید کننده را مسئول نمی داند.

 

ث. قطعه های زیر بسیار پراطناب اند. تعیین کنید که هر یک چند گزاره ی متمایز را بیان می دارد؛ سپس قطعه را چنان بازنویسی کنیدکه هر گزاره تنها یک بار تصدیق شده باشد.

 

  1. مشکل هملت این است که بسیار بلاتکلیف است. او نمی تواند در مورد هیچ چیز تصمیم بگیرد. او همواره می اندیشد که چه باید بکند، اما هرگز کاری نمی کند. به نظر می رسد او از تصمیم گیری اکراه دارد. نمی تواند موضعی اتخاذ کند. همیشه دور خودش می چرخد بدون اینکه به جایی برسد.
  2. روح نامیراست. نمی میرد، بلکه برای همیشه باقی است. پیش از تولد بوده و پس از مرگ نیز خواهد بود. روح اصلاً نابودشدنی نیست. هیچ چیز نمی تواند حیات اش را سلب کند. روح جاودان است، نمی توان نابودش کرد. جسم، چیز دیگری است: جسم می میرد؛ روح تا ابد باقی است. این دو سراسر متفاوت اند.
  3. "هدف از این رساله بیان یک اصل ساده برای هدایت رفتار اجتماع با افراد توسط اجبار و کنترل است، که یا به صورت اجبار فیریکی و با مجازات های قانونی، یا با تاثیر اخلاقی بر افکار عمومی اعمال می شود. آن اصل، که تنها هدفی است که مردمان، چه به صورت فردی و چه جمعی، آگاه اند که در آزادی عمل هر یک از افراد اجتماع مداخله می کند، اصل صیانت از نفس است. اینکه تنها مقصودی که قانون می تواند به نحو موجهی بر اعضای اجتماع متمدن، بر خلاف میل و اراده شان، اعمال شود جلوگیری از زیان رساندن به دیگران است.

... تنها بخشی از اعمال شخص که در قبال آن در برابر جامعه مسئول است آن اعمالی هستند که متوجه دیگران اند. در بخشی که به خود شخص مربوط می شود، استقلال او مطلق است. شخص حاکم بلامنازع خود، جسم و ذهن اش می باشد." [جان استوارت میل، درباب آزادی]

    

ج. برای هر یک از قطعات زیر، همه ی گزاره هایی را که بیان می کند فهرست کنید؛ سپس مشخص کنید که کدام یک توسط گوینده تصدیق شده اند، و کدام یک تصدیق نشده اند.

 

1." انسان آزاد به دنیا می آید، و همه جا در زنجیر است." [ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی]

2. "دیشب خواب دیدم که باز به ماندرلی رفته ام" [دافنه دو موریه، رِبِکا]

3. " خانواده های خوشبخت همه مثل هم اند. اما بدبختی هر خانواده ای به شیوه ی خودش است." [لئو تولستوی، آنا کارنینا]

4. "تهیدستان رستگاران اند؛ بهشت از آن آنان است.

     رستگاران ماتم زدگان اند: زیرا باید آسودگی یابند.

     رستگاران بردباران اند: آنان وارثان زمین اند." [انجیل متی]

 

5.  "من آمده ام تا سزار را دفن کنم، نه اینکه بزرگ اش دارم.

                  ... بروتوس نجیب زاده

           به تو گفته است که سزار جاه طلب است؛

           اگر چنان باشد، خطایی سترگ مرتکب شده است،

           و سزار پاسخی شایسته بدو خواهد داد."

           [ویلیام شکسپیر، جولیوس سزار]

6. " این یک حقیقت جهانشمول است، که یک مرد مجردِ دارای پیشه ای پرمنفعت، باید مطلوب یک همسر باشد." [جین آستین، غرور و پیشداوری]

7. "بروژوازی نه تنها سلاح هایی پرداخته که به هلاکتش می رساند، بلکه مردمانی پرورده – طبقه ی کارگر مدرن--  که آن سلاح ها را به کار گیرند: پرولتاریا" [کارل مارکس و فردریش انگلس، مانیفیست حزب کمونیست]

8. "انسان از مرگ می هراسد، همان گونه که کودک از تاریکی می ترسد؛ و همان گونه که ترس طبیعی کودک از تاریکی با افسانه ها دامن زده شده، ترس از مرگ نیز چنین شده است." [فرانسیس بیکن، "درباب مرگ"، رسالات]

9 . "من به جنگل رفتم، چون می خواستم آزادانه زندگی کنم، تنها با حقایق اساسی حیات رودررو باشم، و ببینم که شاید نتوانسته باشم از آنچه طبیعت برای آموختن دارد، توشه ای برگیرم." [هنری تروا، والدن]

10. ما این حقایق را بدیهی می شماریم: که همه ی انسان ها برابر خلق شده اند؛ که خالق شان به همگی حقوقی سلب ناشدنی ارزانی داشته؛ که از جمله ی این حقوق، حقوق حیات، آزادی و جستجوی سعادت است؛ که برای صیانت از این حقوق، دولت هایی میان آدمیان تشکیل شده اند، که مشروعیت شان را حکومت شوندگان می گیرند. ... " [ اعلامیه ی استقلال آمریکا]

 

چ. کسانی که پرسشنامه های نظر سنجی را تنظیم می کنند می کوشند تا واژگان پرسش هایشان تاحد امکان بی طرفانه باشند تا دلالت های ضمنی دارای بار مثبت یا منفی، پاسخ ها را جهت دهی نکنند. سه پرسش زیر در سال 1979، در خلال دوره ی بحران انرژی برای نظرسنجی مطرح شده اند. کدام یک را بی طرفانه تر می یابید؟

 

  1. " آیا فکر می کنید که کمبود نفتی که درباره اش می شنویم واقعی است یا فقط به این خاطر می گویند کمبود نفت داریم که شرکت های نفتی قیمت های بالاتری تعیین کنند؟" (سی.بی. اس/نیویورک تایمز)
  2. " پرزیدنت کارتر به ماگفته است که کمبود نفت داریم. آیا فکر می کنید اوضاع آنقدر که پرزیدنت می گوید خراب است، یا فکر می کنید که اوضاع اصلا بد نیست؟" (سی. بی. اس/نیویورک تایمز)
  3. " برخی از مردم می گویند که کمبود اساسی بنزین و نفت وجود دارد، چون تقاضا از عرضه پیشی گرفته است. دسته ای دیگر می گویند که درواقع کمبود بنزین و نفت وجود ندارد، بلکه شرکت ها آن را برای سود خود احتکار کرده اند. شما چه فکر می کنید – آیا کمبود بنزین و نفت واقعی است؟" (راپر)

 

ح. فرض کنید شما وکیل کسی (X) هستید که شخص دیگری (Y) را به اتهام شیادی به محکمه خوانده است، و فرض کنید تعریف قانونی شیادی چنین است:

 

شیادی، غلط نمایی وقایع موجود توسط متهم [Y] است چنان که شاکی [X] به گونه ای موجه بدان اعتماد کند و در اثر این اعتماد دچار زیان شود.

 

برای بردن چنین دعوی ای، شما باید چند گزاره ی متمایز را اثبات کنید؟

  ادامه >>   برهان  ها

 

خانه | بالا | خلاصه و تمرین | گزاره ها و دستور زبان | گزاره ها و معنای واژگان | گزاره ها و جملات