خانه | بالا

علم و ماوراء الطبیعه

فرخ بیخدا

روش واقعی فلسفه واقعاً باید این باشد: چیزی نگفتن... و سپس، هر وقت كسی دیگر در آن كوشید تا چیزی متافیزیكی بگوید، بر او ثابت كردن این كه برای بعضی از علامات موجود در جمله ی خود معنایی قائل نشده است.

لودویگ ویتگنشتاین

  ادعاهای فوق العاده، مدارک فوق العاده نیز میخواهند.

کارل ساگان

  

مقدمه

 شواهد تاریخی نشان میدهد كه انسانها از دیر باز به وجود عوامل غیر طبیعی باور داشته اند. انسانهای نئاندرتال[1] (گونه منقرض شده ای از انسان) در كنار اجساد مردگانشان غذا، اسلحه و گل میگذاشتند. انسان هوموساپینس (گونه خودِ ما و تنها گونه باقی مانده از جنس انسان) اعتقادات بیشتری بر این پدیده ها را نشان داده اند. با وجود تفاوت انواع ماوراء الطبیعه در فرهنگ های مختلف، این باورها شباهت های بنیادی زیادی با هم دارند. در این نوشتار از دیدگاه علم نگاهی به پدیده های فراطبیعی می اندازیم.

 

علم چیست؟

 علم (science) از واژه لاتین scientia به معناى آگاهى و معرفت مشتق شده است. كلمه علم به طور تاریخی در فارسی به معانی گوناگونی بكار میرود و دانستنیهای دینی و حتی اطلاعات عمومی را هم شامل می شود. اما كلمه science امروزه فقط به معناى علم طبیعى یعنى آنچه كه از راه تجربه و مشاهده به دست مى آید، به كار مى رود. در این نوشتار علم به معنی علوم طبیعی یعنی فیزیك، شیمی، زیست شناسی و مشتقات آنها به كار رفته است.

 

ماوراء طبیعه چیست؟

 هر پدیده ای غیرعادی یا غیرقابل توضیح را  فراطبیعی یا ماوراء طبیعی می نامند. بنابه تعریف، این پدیده ها قابل مشاهده ی علمی نیستند، پس تلاش برای دیدن، عكس گرفتن و سنجش و وارسی  این پدیده ها كاری بیهوده است.  مدعیان وجود پدیده های ماوراء طبیعی می کوشند حقیقت داشتن این پدیده ها را از سه راه نشان دهند:

1- دلایل نقلی: كتابهای مقدس، احادیث و روایات

2- شاهدان عینی: كسانی كه مدعی دیدن یا تجربه ی پدیده های ماوراء طبیعی هستند.

3- استدلال های شبه علمی 

برخی از پدیده هایی که ادعاها می شود ماوراء الطبیعی هستند، در واقع پدیده هایی طبیعی هستند كه علت آنها را نمیدانیم (یا نمیخواهیم بدانیم!). هنگامی كه دلیل طبیعی این پدیده ها نشان داده شد باید آنها را از دسته پدیده های فرا طبیعی خارج كرد.

 

روش علمی(Scientific method)

به توالى یا مجموعه اى از مراحل و فرایندها گفته مى شود كه به كار گرفتن آنها، محقق را به شناخت علمى مى رساند. روش علمی را میتوان به صورت زیر خلاصه كرد: 

1- مشاهده ی پدیده ای از دنیای اطراف و بوجود آمدن پرسش درباره چگونگی روی دادن این پدیده

2- ساختن فرضیه[3] های سازگار با مشاهده

3-ایجاد پیشبینی های آزمون پذیر در مورد فرضیه ها

4- آزمودن پیشبینی ها با آزمایش و یا انجام مشاهده های بیشتر

5- حذف فرضیه های ناسازگار با آزمایش و مشاهدات

6 -بازگشت به مرحله 3 و تكرار این مراحل تا جایی كه تنها یك فرضیه باقی بماند.

7- در مورد تنها فرضیه ی باقی مانده هم پیش بینی، آزمایش و مشاهدات بیشتری انجام میشود. در صورت سازگار بودن این بررسی، فرضیه ی باقی مانده به عنوان یك نظریه[4] پذیرفته میشود.

 

نظریه ای را می توان علمی خواند که هیچ مدرکی علیه آن وجود نداشته باشد. باید توجه داشت كه چرخه ی گفته شده در مورد نظریه ها و ادعاهای علمی هرگز به نقطه پایان نمیرسد و با هر كشف، مشاهده و آزمایش جدید، صحت نظریه ها مورد بررسی قرار میگیرد. به عنوان مثال با هر كشف جدید در زیست شناسی، شیمی و فیزیك، نظریه تكامل در معرض سنجش دوباره قرار گرفت و همواره با این كشفیات سازگار بود و صحت آن بیش از پیش تایید شد. اما كار به همین جا ختم نمیشود. نظریه تكامل و تمام نظریه ها تا ابد در معرض این سنجش خواهند بود. یک ویژگی همه ی نظریه های علمی این است که همواره در معرض ابطال هستند. در صورتی که  شواهد تجربی خلاف نظریه یافت شود، یا اینکه نظریه ای جامع تر یا ساده تر مطرح شود، یک نظریه ی مقبول می تواند کنار گذاشته شود. اینکه چگونه نظریه ای با نظریه ی دیگر جایگزین می شود، از بحث های مهم در فلسفه ی علم است.

  

 

 خصوصیات علم:

هر نظریه، فرضیه و ادعای علمی باید واجد سه خصوصیت باشد: منطقی بودن، توانایی پیش بینی، ابطال پذیری 

1- منطقی بودن: ادعای علمی، نظمی همیشگی و پایدار را بیان میكند و از نظر منطقی شكل یك قضیه كلی را دارد. مانند: هر میله ی مسی را که گرم کنیم، منبسط می شود.

2- توانایی پیش بینی: به كمك نظریه ی علمی میتوان زمان یا چگونگی رخداد حادثه ای را معلوم كرد. مثلاً با دانستن قوانین حركت سیاره های منظومه شمسی، می توانیم  زمان دقیق خسوف یا كسوف بعدی را پیش بینی کنیم.

3- ابطال پذیری: قانون ها و نظریه های علمی وقوع بعضی پدیده ها را غیر ممكن اعلام میكنند. یعنی یک نظریه ی علمی با رخدادن هر پدیده ای سازگار نیست. وقتی یک قانون علمی رخ دادن پدیده هایی را غیر ممكن اعلام میكند بدین معناست  كه در صورت وقوع آن پدیده ها، قانون از صحت می افتد و باطل میشود. اگر مدعایی غیر قابل رد کردن باشد آن مدعا علمی (به معنای دقیق کلمه) نیست.

 

تناقض درونی در تعریف موجودات فراطبیعی

تعریف عبارتی است كه معنای یك مفهوم را بیان می كند. تعریف مرزهای یك مفهوم را مشخص میكند، رابطه مفهوم مورد نظر را با دیگر مفاهیم  و مصداقهای آن مفهوم را نشان میدهد. معمولاً تعریف دقیقی برای موجودات ماوراء الطبیعه ارائه نشده است اما میتوان با جمع بندی اظهارات مختلف به تعریف های تقریباً مشخصی رسید. در بیشتر موارد این تعریف ها تناقض های آشکاری در درون خود دارند. بنابر اصل تناقض (تناقض چیست؟) تعریفی که درون خود تناقضی داشته باشد نمیتواند مصداق داشته باشد.  به چند نمونه توجه كنید: 

- فرشته ها موجودات مادی نیستند اما بال و پَر دارند(سوره فاطر آیه 1). كاركرد پَر و بال غلبه بر جاذبه ی زمین است در حالی كه موجود غیر مادی طبق تعریف، اسیر قوانین مادی مثل جاذبه زمین نیست. (البته  یک مدعی وجود فرشته می تواند بگوید که بال فرشته برای غلبه بر جاذبه ی سیارات نیست، بلکه خدا فقط برای قشنگی آن را آفریده است!) 

- روح پدیده ای غیر مادی است و از طرف دیگر معتقدند روح در بدن انسان است. یعنی برای روح مکان و جایی را تعریف میکنند و این تناقضی آشکار است، چون موجودات غیرمادی بنا به تعریف فارغ از محدودیات های ماده، مانند وجود در مکان هستند. میگویند روح انسان بعد از مرگ به سمت خدا بازمیگردد. این جمله به این معنی است که خداوند در نقطه ای قرار گرفته است و روح در نقطه ای دیگر و این روح باید آن مسیر را طی کند تا بخدا برسد. بازهم برای روح جا و مکان در نظر گرفته شده است. حرکت کردن پدیده ای کاملاً فیزیکی است. رفتن روح از نقطه ای به نقطه دیگر به معنی این است که روح در زمان و مکان محصور است. 

- خدا غیر مادی است اما بر روی تختی نشسته كه فرشتگانی آن را حمل میكنند.( سوره غافر آیه 7، الزمر آیه 75، مومنون آیه 86، ...) 

- جن ها از آتش سوزان درست شده اند (الرحمن، 15- حجر 27) که آتش ماهیت مادی دارد اما خودشان دارای جسم نیستند. همچنین موجودی كه از آتش درست شده را نمیتوان بوسیله آتش سوزاند اما قرآن از شكنجه شدن جن های كافر در آتش جهنم خبر میدهد (سوره اعراف، آیه 38). 

- تناقض های مورد قبل در مورد شیطان هم صاق است: مادی نیست اما از آتش ساخته شده و در آتش جهنم خواهد افتاد.

 البته دین باوران پیشرفته تر، همواره با این ترفند از قبول این اشکالات شانه خالی می کنند که این تعریف و توصیف ها، تعابیری مجازی هستند و نباید آنها را به معنای ملموس و اینجهانی شان تعبیر کرد. بلکه باید برای دانستن معنای حقیقی این اظهارات تا پس از مرگ صبر کرد، یا اینکه روابط حسنه ای با عالم ماوراءطبیعه داشت!

 

علم و ماوراء طبیعه:

دانشمندان بنا بر سرشت حقیقت-جوی خود همواره در پی كشف حقایق بوده اند. در مورد امور فراطبیعی هم دانشمندان بسیاری تحقیق كرده اند و تاكنون نه تنها وجود هیچ پدیده ی فراطبیعی نشان داده نشده بلكه با هر بررسی دقیق علمی زیر آب یكی از این ادعاها زده میشود. موسسه جیمز رندی[5] به هرکسی که در شرایط مشاهده ی علمی و دقیق بتواند هرگونه نشانه ای از مسائل غیر طبیعی ، ماوراء طبیعی، نیروهای پنهان و یا اتفاقاتی که نشان از وجود چنین چیزهایی بدهد، یك ملیون دلار جایزه میدهد.  

ادعاهای ماوراء اطبیعه به دو دلیل قابل پذیرش نیستند. اول اینكه اثبات وجود آنها از روش علمی یا روش علوم انسانی پیروی نمیكند. دومین دلیل این است كه این ادعاها واجد خصوصیات ادعاهای علمی نیستند:  

1- منطقی نیستند: برخی ادعاهای ماوراء طبیعه از منطق پیروی نمیكنند و بررسی منطقی آنها نشان میدهد كه از نوع مغالطه هستند. مغالطه برهانی ضعیف است كه مقدمه ی آن نتیجه اش را پشتیبانی نمیكند. مردم مغالطه را بیشتر با اصطلاح "سفسطه كردن" میشناسند. (برای اطلاع بیشتر در مورد مغالطه ها به فصل شش از كتاب هنر استدلال تحت عنوان مغالطات مراجعه كنید.) 

2- توانایی پیش بینی ندارند: هیچ یك از ادعاهای ماوراء طبیعه پیش بینی آزمون پذیر یا قابل مشاهده ای ندارند.   

3- ابطال پذیر نیستند: گفتیم كه یک نظریه ی علمی وقوع برخی از حوادث را غیر ممكن اعلام میكند. ادعاهای ماوراء الطبیعه چنین خاصیتی ندارند. به عبارت دیگر راهی برای نشان دادن اشتباه بودن آنها نشان داده نشده است. در ادامه نوشتار توضیح بیشتری در این مورد داده خواهد شد. 

گفتیم كه مدعیان وجود ماوراء طبیعه حقیقت داشتن این پدیده ها را از سه راه نشان میدهند: دلایل نقلی، شاهدان عینی، استدلال های شبه علمی

 

الف: دلایل نقلی

 برخی از افراد تنها به این دلیل وجود پدیده یا موجودی فراطبیعی را میپذیرند که در كتاب مقدس شان یا در روایات بزرگان دین شان به وجود این پدیده ها اشاره شده است. ممكن است شخصی بگوید جن وجود دارد چون در قرآن گفته شده كه جنها وجود دارند. این طرز تلقی از ایمان مذهبی ناشی میشود. باید توجه داشت كه: 

 1- به صرف ایمان داشتن شخص A به موضوع P ، دلیلی وجود ندارد كه فرد B آنرا بپذیرد. اگر یك بودایی بگوید من ایمان دارم كه تناسخ حقیقت دارد، چون بودا این را گفته است، هیچ مسلمانی دلیل او را كافی نمیداند و از او می خواهد كه دلیل و مدركی برای اثبات حرفش ارائه كند. به همین ترتیب به صرف ایمان یك مسلمان به صحت قرآن نمی توان پذیرفت كه جن وجود دارد بلكه باید دلایل و مداركی ارائه شود.  

 2- صحت مطالب یك كتاب یا گفتار، باید با دلایل عقلی، منطقی و علمی نشان داده شود نه اینكه از روی یك كتاب یا گفتار صحت دلایل عقلی، منطقی و علمی را بسنجیم. 

3- ادعاهای علمی و منطقی مستقل از گوینده آنها است. نظریه نسبیت را به این دلیل كه انشتین آنرا گفته نمیپذیریم بلكه نظریه نسبیت را به دلیل مدارك ارائه شده قبول میكنیم. به همین ترتیب ادعای وجود جن مستقل از قرآن یا روایاتی از پیغمبر اسلام است و باید مدارك مستقلی در این زمینه ارائه شود. 

4- بسیاری از باورهای فراطبیعی ادیان مختلف در تضاد با یكدیگر هستند و پیروان هر دین فقط ادعاهای دین خودشان را میپذیرند و ایمان دارند كه گفته های كتاب مقدسشان كاملاً درست است. اگر ملاك را ایمان قرار دهیم هر دو  ادعا را باید درست بدانیم؛ اما درست بودن دو امر متضاد محال میباشد.  

مؤمنان به یک دین، هنگامی كه با باورهای مؤمنان به دیگر ادیان مواجه میشوند حیرت میكنند اما توجه ندارند كه آن باورها هم مانند باورهای خودشان از ایمان به دلایل نقلی ناشی میشوند. استیو الی این حیرت را به طنز چنین بیان میكند: اسبهای شاخدارِ صورتیِ نامرئی، از قدرت فوق العاده ی ماوراء طبیعی برخوردار هستند. ما این را میدانیم زیرا آنها، هم صورتی هستند هم نامرئی. مانند تمامی ادیان دیگر، ایمان ما به اسب شاخدار صورتی هم بر دین مان مبتنی است هم بر منطق. ما ایمان داریم که آنها صورتی هستند و میدانیم که آنها نامرئی هستند، چون نمیتوانیم ببینیمشان.

 

ب: شاهدان عینی

بسیار شنیده ایم كه شخصی ادعا می كند موجودی ماوراء الطبیعه را دیده یا پدیده ای از این دست را تجربه كرده است. در ابتدا باید دید كه این ادعا چقدر اعتبار دارد. به عنوان مثال وقتی یك احضار كننده ی ارواح كه از این راه كسب درآمد می كند، مدعی تماس با ارواح است باید امكان دروغگویی و شیادی را در نظر گرفت. اما بسیاری از این مدعیان انگیزه ای مادی ندارند. هرگونه ادعایی اعم از طبیعی یا ماوراء طبیعی زمانی قابل پذیرش است كه صحت آن مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. تاکنون هر بار این ادعاها بررسی شده مشخص شده كه امور مشاهده شده پدیده ای طبیعی بوده كه به نظر آن شخص فراطبیعی آمده است. مانند شنیدن صداهایی عجیب كه شاهد، آنرا به موجودات فراطبیعی نسبت داده و در بررسی دقیق مشخص میشود كه این صداها عاملی طبیعی داشته است. همچنین دیده میشود كه شخص تحت تاثیر موقعیتی توهم زا، تجربه های "ماوراءطبیعی" داشته است. مثلاً هنگامی كه در محلی تاریك بوده، به شدت ترسیده و بعد از آن خیال کرده که موجودی ترسناك را دیده است. بسیاری از این ادعاها مربوط به توهم زایی محیط، تلقین و باور قبلی به موجود دیده شده است. برخی از موقعیتهای توهم زا عبارتند از: تاریكی، تنهایی به مدت طولانی ، گرسنگی كشیدن طولانی، تحلیل قوای جسمی، ترس، تلقین، درد جسمی كه باعث ترشح مخدرهای طبیعی بدن میشود، داروها و مواد توهم زا، موسیقی های محرك. 

سیستم عصبی مغز انسان دارای یك نرم افزار شبیه سازی منحصر به فرد است. این نرم افزار از پالس های عصبی ارسال شده توسط چشم، تصاویر را در مغز بازسازی میكند. اما این شبیه سازی كاملاً وفادارانه نیست بلكه مغز در بازسازی تصویرها از حافظه و مدل های ادراكی موجود در ذهن هم استفاده میكند. برای بسیاری از ما پیش آمده است كه تصویر انسانی را در تاریكی دیده باشیم اما با وارسی دقیق مشخص شده كه تصویر دیده شده، شیئی است كه شباهت چندانی به انسان نداشته است. در اینجا مغز با دیدن شیئی كه شباهت اندكی با انسان دارد، بقیه تصویر را ساخته است. برای حس شنوایی و دیگر حس های انسان نیز سیستم شبیه سازی مشابهی وجود دارد. این نرم افزار در شرایطی میتواند با تحریك اندك یا حتی بدون وجود محرك، تصاویری را بسازد كه وجود خارجی ندارند. این یک پدیده ی کاملاً شناخته شده در روانشناسی است، تا آنجا روانشناسان می گویند: ادراک یک فرآیند فرضیه سازی بر پایه ی کمترین شواهد است. 

 نكته دیگری كه باید مورد توجه قرار بگیرد این است كه این "مشاهده" های ماوراءطبیعی با فرهنگ محلی مطابقت دارد. افرادی در غرب وجود دارند كه ادعای می کنند دراكولا را دیده اند اما كسی در این فرهنگ ها جن نمیبیند. به همین ترتیب در كشورهای های اسلامی مدعیانی برای دیدن جن یا امام زمان وجود دارد اما كسی مدعی دیدن دراكولا یا مریم مقدس نیست. بررسی ها نشان میدهد كه این افراد همواره چیزی را دیده اند كه وجود آنرا باور داشته اند. در این زمینه به یك نمونه تاریخی توجه كنید: 

پرفسور ادوارد براون (1862-1926) شرق شناس مشهوری است كه سال 1887 و 88 را در ایران به سر برده است. پرفسور براون شخصی به نام امین الشریعه را در تهران ملاقات میكند. امین الشریعه تعریف میكند كه یكبار مراسم "چِله نشینی"[6] را انجام داده است. در این مراسم شخص دایره ای را در بیابان رسم میكند و در آن مینشیند و : 

شروع به خواندن اوراد و اذكار به زبان عربی كردم. از روز اول غذای خود را كم كردم... یكی از شرایط چله نشینی این است كه در روز بیست و پنجم یك شیر وارد دایره میشود... در روزهای دیگر جانوران مخوفی مثل ببر و اژدها وارد جایگاه او خواهند شد و او می بایست از آنها نترسد و از دایره خارج نشود. 

در روز بیست و پنجم شیری وارد دایره شد... روز دیگر یك ببر... ولی در روز سیم یك حیوان مهیب به شكل اژدها وارد دایره شد و وحشت من به قدری بود كه دیگر نتوانستم خود را نگه دارم و فرار كردم... 

مدتی از این واقعه گذشت ... متوجه شدم كه جانوران وجود خارجی نداشتند و فقط ناشی از خیالات بودند زیرا عوامل طبیعی برای تلقین و خیالات وحشت انگیز مساعد بود... شیری كه من میدیدم شبیه به شیری بود كه در [نقاشی] روی دیوار حمام دیده بودم و جانور خیالی به همان شكل مقابل چشمم نمایان می شد. بعداً دانستم كه [شكل] شیر حقیقی غیر از نقش دیوار است... سایر جانوران هم بر طبق تصاویری كه از آنها دیده بودم در نظرم مجسم شده بودند.

  

ج: استدلال های شبه علمی

برای اثبات وجود برخی از پدیده ها و موجودات فراطبیعی دلایلی ارائه شده است. این استدلال ها واجد خصوصیات علم و روش علمی نیستند. در این استدلال ها گفته میشود كه امری ماوراء طبیعی قابل مشاهده نیست اما با دیدن نشانه های آن به وجود آن پی میبریم، پس از ذكر این نشانه ها ادعا میشود كه ادعای مورد نظر به صورت علمی اثبات شده است. در اینجا پدیده های ماوراء الطبیعی را به سه نوع تقسیم بندی میكنیم:

 

1- ماوراء الطبیعه بدون اثر مادی

امری است كه بنا بر تعریفش هیچ اثرفیزیكی بر جای نمیگذارد. مثلاً ادعا میشود كه دو فرشته بر روی شانه های چپ و راست هر انسان نشسته اند و اعمال او را مینویسد. مثال دیگر این است كه خدا به اعمال ما مینگرد. این ادعاها نشانه ای مادی ندارند و تنها به دلایل نقلی تكیه دارند.

 

2- ماوراء الطبیعه دارای اثر مادی اما ابطال ناپذیر

بسیاری از ادعاها دارای این خصوصیت هستند. برای مثال به مورد اَجَل توجه كنید. هر وقت شخصی بمیرد گفته میشود كه اجلش رسیده است و هر كسی كه زنده بماند میگویند اجلش نرسیده است. هیچ راهی وجود ندارد كه ارتباط اجل را با مرگ نشان دهد و راهی هم برای ابطال این ادعا وجود ندارد. زیرا در هر شرایطی، وقتی كه كسی مرد، گفته میشود كه اجلش رسیده است و تنها راه فهمیدن اینكه اجل كسی رسیده این است كه ببینیم آن شخص مرده!  پیش از این گفتیم كه اگر ادعایی غیر قابل رد کردن باشد آن ادعا علمی نیست. (چه از نظر علم طبیعی و چه علوم انسانی). نمونه ی مشابه دیگری از این دست که می توان ذکر کرد قسمت است: قسمت بود؛ قسمت نبود!

 

3- ماوراء الطبیعه دارای اثر مادی و ابطال پذیر

پیش از این گفتیم كه هیچ یك از ادعاهای ماوراء الطبیعه ابطال پذیر نیستند. ابطال پذیری در علم به این معناست كه نظریه ی علمی وقوع برخی حوادث را در شرایط معین غیر ممكن اعلام میكند و در صورت وقوع این حوادث، نظریه باطل میشود. ادعاهای فراطبیعی واجد چنین خصوصیتی نیستند. اما در اینجا "ابطال پذیری" را به معنایی غیرتخصصی به کار می بریم: هنگامی كه ادعا كنیم P علت پدیده Q است و بعد ثابت شود كه در واقع R علت پدیده ی Q  است، ادعای علت بودن P ابطال می شود. به چند مثال توجه كنید: 

- در قرآن ادعا شده است كه شهاب ها تیرهایی هستند كه به سمت شیطان شلیك میشوند (سوره المُلك آیه 5، سوره الصافات آیات 6 تا 10، سوره الحجر آیات 16تا 18، سوره جن آیات 8و9). علم نجوم نشان میدهد كه شهاب سنگ ها در واقع قطعاتی از سنگهای سرگردان در فضا هستند كه در برخورد با جو زمین ذوب میشوند. به این ترتیب ادعای قرآن ابطال میشود، زیرا میدانیم كه شهاب به علت طبیعی مشخصی بوجود می آید. این ادعا واجد خصوصیات یک فرضیه ی علمی است پس می توان آن را با توجیه علمی رد کرد. بارها شنیده ایم كه دانشمندان وقوع یك شهاب باران را در تاریخ معینی پیش بینی كرده اند و صحت پیش بینی را هم دیده ایم.  

- ادعا میشود كه خواب دیدن، فكر كردن و بسیاری از دیگر اعمال انسان نمی تواند توسط جسم انجام شود پس كار، كارِ روح است. بررسی ها نشان میدهد كه تمام پدیده های نسبت داده شده به روح دارای علت های کاملاً طبیعی هستند، علتهایی مانند: كاركرد سیستم عصبی، تحریك و اختلال بوسیله مواد شیمیایی، تحریك الكتریكی و مغناطیسی و غیره. بنابراین ادعای وجود روح را كنار میگذاریم.[7]  

نوع دیگری از ماوراء الطبیعه ابطال پذیر ادعاهایی است كه در صورت وقوع، بدون شك آثار مادی خاصی را به جای میگذارد. اگر چنین آثاری یافت نشود، آن ادعا نیز خود به خود باطل خواهد بود. به چند نمونه توجه كنید: 

- در ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) ادعا میشود كه در زمان پیامبری به نام نوح تمام سطح زمین برای مدتی به زیر آب فرو رفته و تمام جانداران به جز آنهایی كه در كشتی نوح بودند، از بین رفته اند. اگر تمام سطح زمین به زیر آب رفته باشد باید نشانه هایی آشكاری به جای مانده باشد در حالی كه علم زمین شناسی نشان میدهد كه هیچ گاه زمین در چنین حالتی قرار نگرفته است. علاوه بر این در داستان نوح ادعا میشود كه از هر جاندار تنها یك زوج باقی مانده است اما بررسی های ژنتیكی نشان میدهد كه هیچیك از جانداران از نسل یك زوج نیستند بلكه همه جانداران، همواره به صورت گروه بوده اند. بنابراین طوفان نوح چیزی جز یك داستان نیست. 

- مسلمانان ادعا میكنند كه محمد ماه را به دو نیم كرده است. اگر چنین اتفاقی افتاده باشد بدون شك آثاری به جای میماند اما بررسی های علمی نشان میدهد كه ماه همواره به طورت یك واحد یكپارچه بوده است. این نیز تنها یك داستان است. 

گونه دیگری از ماوراء الطبیعه ابطال پذیر آنهایی هستند كه به وسیله تحلیل های علوم انسانی وقوع آنها غیر ممكن اعلام میشود. به نمونه زیر توجه كنید: 

- در داستان موسی ادعا میشود كه: فرعون (كدام فرعون؟) دستور داد همه نوزادانِ پسر را بكشند. موسی از میان دریا گذشت و فرعون در دریا غرق شد. آیا امكان دارد چنین رویدادهایی واقع شده باشد و به گوش هیچ كس نرسد؟ چرا در هیچ تاریخی ذكری از این حوادث نشده و تنها چند قرن بعد عده ای ادعای وقوع چنین رویدادی را كرده اند؟ آیا امكان دارد كه پادشاهی دستور كشتن نوزادان همه خانواده های سرزمینش را بدهد و به خشم و شورش مردم نیاندیشد؟ آیا امكان دارد حكومتی كه حیات آن بستگی به نیروی كار و نیروی نظامی پسران دارد، دستور كشتار یك نسل از پسران را صادر كند؟  

- در ماجرای دو نیم شدن ماه بوسیله پیامبر اسلام: در صورت دو نیم شدن ماه باید تمام مردم جهان آنرا دیده باشند، اما در هیچ كجای جهان چنین مشاهده ای ثبت نشده است. آیا موقع شق القمر همه ی غیرمسلمین عالم به خواب رفته اند، یا اینکه خدا چشمان همه ی دنیا را  کور کرده است؟ در این صورت با دو معجزه سروکار داریم، نه یکی!

 

اگر دلیلی علمی برای پدیده ای یافت نشده باشد

در بسیاری از نوشته ها و سخنرانی های مذهبی گفته میشود كه هیچ دانشمندی نتوانسته دلیل پدیده ای را توضیح دهد. بیشتر این ادعاها اشتباه و ناشی از جهل یا تنبلی فکری یا تعصب هستند و پس از جستجو در كتابخانه ها و اینترنت، یا مشاوره با یک دانشمند متخصص میتوان دلیل علمی آن پدیده را یافت. اما اگر واقعاً علت علمی یك پدیده پیدا نشده باشد، میتوان وجود علت ماوراء الطبیعی را پذیرفت؟ 

چنین ادعایی در فلسفه و علم كاملاً بی اعتبار است. فرض كنید من ادعا كنم P علت Q است، چون كسی دلیل دیگری برای Q نیافته، پس P علت آن است! اما روش صحیح در علم و فلسفه این است كه ارتباط P با Q را نشان دهم و گفته ام را به كرسی بنشانم. اثبات حقانیت و درستی یك ادعا، به لحاظ منطقی، ‌نیا