خانه | بالا | آزمون 3 | بی ربطی | تجاهل | شق کاذب | تعاقب | مصادره به مطلوب

 مغالطه ی تعاقب (Post Hoc)

نام لاتین این مغالطه مختصر شده ی psot hoc ero propter hoc است یعنی:"پس از این، پس در اثر این". این مغالطه مربوط به علیت است و چنین ساختاری دارد:

 

این استدلال بدان خاطر مغالطه است که بسیاری از اتفاقاتی که پیش از دیگری رخ می دهند، هیچ ربطی به آن ندارند. مانند این لطیفه ی قدیمی که: "چرا سوت می زنی؟"، "تا فیل ها را فراری دهم."، "اما این اطراف فیلی نیست." ، "می بینی، سوت زدنم اثر کرده."

 بعید نیست که مغالطه ی تعاقب، منشاء بسیاری از خرافات باشد. روزی، کسی بدشانسی آورده و آن را ناشی از شکستن آینه، راه رفتن زیر نردبان، شنیدن صدای جغد، یا اتفاق پیشین دیگری انگاشته است. روزی دانش آموزی امتحان اش را خوب داده، و لذا همیشه سر جلسه ی امتحان همان پیراهن "خوش یمنی" را می پوشد که آن روز پوشیده بود. نمونه های جدی تر این مغالطه هنگامی رخ می دهد که روابط علّی میان مقدمه و نتیجه بی نهایت پیچیده و تشخیص شان مشکل باشد.  مثلا گاهی مشاوران بورس برمبنای عوامل معدودی که در گذشته موجب صعود یا نزول قیمت ها شده، دست به پیش بینی می زنند. همچنین ممکن است استدلال تعاقب هنگام تأمل در علل رخداد های تاریخی مانند وقوع انقلاب ها، علل پدیده های اقتصادی مانند رکود اقتصادی، یا علل روندهای اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق، نیز رخ دهد.

 مسلما اگر بخواهیم بدانیم که علت رخداد یا پدیده ی B چه بوده است، باید با تشخیص عواملی شروع کنیم که مقدم بر آنند. اما برای نشان دادن اینکه عامل A علت B بوده است، باید نشان دهیم که میان A وB  رابطه ای حقیقی وجود دارد. باید شواهدی بیابیم که نشان دهند چیزی بیش از یک رابطه ی زمانی میان آنها وجود دارد.  هنگامی که کسی محاجه می کند که  A علت B است، از خود بپرسید: آیاممکن است A  تصادفا پیش از B واقع شده باشد؟ آیا A از آن قسم اموری است که می تواند علت B باشد؟ آیا شخص تبیینی برای چگونگی تأثیر A بر B ارائه داده است؟

 

 ادامه >>  شق کاذب

خانه | بالا | آزمون 3 | بی ربطی | تجاهل | شق کاذب | تعاقب | مصادره به مطلوب