خانه | بالا

سکولاریسم به عنوان یک فلسفه

 (سکولاریسم فقط غیاب دین نیست)

 

اگرچه یک معنای سکولاریسم تضعیف دین در حیطه ی امور مدنی است، اما اغلب آن را یک نظام فلسفی نیز دانسته اند که پیامد های شخصی، سیاسی، فرهنگی خاص خود را دارد. سکولاریسم به عنوان یک فلسفه قدری با سکولاریسم به عنوان یک پدیده ی اجتماعی تفاوت دارد. اما سکولاریسم چه جور فلسفه ای است؟

 

فلسفه ی سکولاریسم را به شیوه های گوناگونی تشریح کرده اند، که البته همگی شباهت های مهمی با هم دارند. جورج یاکوب هالی اوک، مبدع واژه ی سکولاریسم، معنای فلسفی آن را به صریح ترین وجه در کتاب سکولاریسم انگلیسی چنین بیان می کند: 

سکولاریسم یک نظام وظایف مربوط به زندگی این جهانی است. نظامی که مبتنی بر ملاحظات صرفاً انسانی باشد، و عمدتاً کسانی این عقیده را اختیار می کنند که الاهیات را نامعین، ناکافی، یا باورنکردنی می یابند. اصول اساسی سکولاریسم بدین قرار است:

 

    • بهبود زندگی این جهانی توسط ابزارهای مادی.
    • اینکه علم معجزه ی حیّ و حاضر این جهان است.
    • اینکه خیر در نیکی کردن است. چه خیرجهان دیگر درکار باشد و چه نباشد.
    • نیکی کردن در این جهان، و پی جویی این نیکی، خیر است.

 

رابرت گرین اینگرسول، سخنور و آزاداندیش آمریکایی سکولاریسم را چنین تعریف می کند: 

سکولاریسم دین انسانیت است؛ به امور این جهان می پردازد؛ به هرچه که سعادت و رفاه اینجهانی را به ارمغان آورد علاقمند است؛ توجه ما را به سیاره ی خاصی جلب می کند که حیات بر آن پدیدار گشته است؛ بدان معناست که هر فردی واجد ارزش است؛ بیانیه ی استقلال فکری است؛ نیمکت را برتر از منبر می شمارد؛ می گوید آنانی که رنج می کشند باید گنج یابند و آنان که زر می اندوزند باید در بند شوند. اعتراضی است علیه خودکامگی  کلیسایی؛ علیه رعیت یا بنده ی اشباح یا کاهنان بودن. شورشی است علیه تباهی این زندگانی به پای زندگانی دیگری که هیچ از آن نمی دانیم. می خواهد خدایان هوای کار خود را داشته باشند. تا ما برای خودمان و دیگر انسان ها زندگی کنیم؛ برای اکنون و نه گذشته، برای این جهان و نه جهان دیگر. می کوشد ما را از خشونت و زشتی، از جهل، فقر و مرض برهاند.

 

ویرژیلیوس فِرم در کتابش با عنوان دائرة المعارف دین، در تعریف  سکولاریسم چنین می نویسد: 

... گستره ای از نظام های اخلاق اجتماعی فایده انگار است که در پی بهبود وضعیت زندگی انسان، بدون ارجاع به دین، و منحصراً توسط خرد انسانی، علم و سازمان اجتماعی باشند. سکولاریسم یک دیدگاه ایجابی است که به طور گسترده  پذیرفته شده و مقصود از آن اداره ی همه ی فعالیت ها و مؤسسات با هدف غیردینی و جهت خیر و سعادت زندگی دنیوی است.

 

اخیراً برنارد لوئیس مفهوم سکولاریسم را چنین شرح می دهد: 

واژه ی سکولاریسم نخست در میانه ی قرن نوزدهم در زبان انگلیسی به کار رفته است، و اصولاً بار ایدئولوژیک داشته است. در کاربرد نخستین آن، بر آموزه ای دلالت می کرد که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حیات اخروی را باید کنار نهاد. بعداً، "سکولاریسم" را به این معنای گسترده تر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ویژه آموزش عمومی، باید سکولار باشد و نه دینی. در قرن بیستم، این واژه معنای وسیع تری یافت، که از معانی قدیم و جدید واژه ی سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با "جدایی" [نهادهای دینی و دولتی] به کار می برند، که تقریباً معادل با واژه ی فرانسوی laicisme است که در دیگر زبان ها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگلیسی استعمال نمی شود.

مطابق این توصیف ها، سکولاریسم یک فلسفه ی ایجابی (مثبت) است که سراسر معطوف به خیر زندگانی اینجهانی می باشد. بهبود شرایط انسانی را مسئله ای مادی می داند، و نه روحانی، و بهترین راه حصول این بهزیستی را تلاش انسان می داند و نه تعبّد خدایان یا موجودات فراطبیعی.

 

ادامه>>   سکولاریسم به عنوان یک جنبش سیاسی و اجتماعی

 دریافت کل متن در یک فایل پی. دی. اف

خانه | بالا | منتقدان سکولاریسم | دین در جامعه ی سکولار | جنبش سکولاریسم | فلسفه ی سکولاریسم | ریشه های دینی | تعریف